عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

115

كشف الحقايق ( فارسى )

سخن شرحى و بسطى دارد و اين مختصر تحمل آن جمله نتواند كرد اما اشارتى بطريق اجمال كرده آيد : بدانكه نزديك جمله حكما و انبيا و اوليا زمان و مكان را اثرى قوى و خاصيتى تمامست در همه چيز و زمان و مكان و مزاج و طبايع و احوال و غذا را اثرى تمام و خاصيتى قويست در تفاوت آدميان در مبادى و بعد از مبادى بلكه در همه چيز كه در عالم موجود است از جواهر و اعراض و از افعال و اقوال خاصيتى دارد مثلا در افعال و اقوال مانند راست و دروغ و ديانت و خيانت و آرزو و شهوت نفس بنفس رسانيدن و آرزو و شهوت نفس بنفس نرسانيدن و مانند اين و محالست كه چيزى در عالم باشد كه او را طبيعتى و خاصيتى نبود اما هر كسى را بر اين اسرار وقوف نيست الا ما شاء الله حكماى بزرگ بر طبايع اشياء اطلاع يافتند اما از خواص و حقايق اشياء بىبهره ماندند . و انبياى بزرگ بر طبايع و خواص اشياء اطلاع يافتند و امر و نهى و وعده و وعيد كه در شريعت فرمودند غالبا از جهت خواص اشياء فرمودند و صلاة و زكات و صوم و حج كه فرض فرمودند بنا بر خواص اشيا كردند و با هر كسى نمىتوانستند گفتن كه راست و دروغ گفتن چه خاصيت دارد و حلال و حرام خوردن را چه خاصيت است و ديانت و خيانت چه خاصيت دارد پس فرمودند كه هر كه دروغ گويد و خيانت كند جاى وى دوزخ است و در دوزخ عذاب و عقوبات بسيار است و هر كه راست گويد و ديانت نگاه دارد جاى وى بهشت است و در بهشت راحت و سعادت بسيار است و در اين سخن آنچه غرض و مقصود ايشانست حاصلست تا هر كه راست گويد خاصيتى يابد كه نيك باشد و دروغ نگويد تا خاصيت بد نيابد و فايده ديگر هست و همان تهديد و آزار فساق و جهال خلقست كه بىسد سكندر از يأجوج و مأجوج كه عوام خلقند ايمن نتوان بود . انبياء بزرگ بر طبايع و خواص اشيا مطلع شدند اما از حقايق اشيا بىبهره ماندند و اولياى بزرگ بر طبايع و خواص و حقايق اشيا اطلاع يافتند لا جرم زبان اعتراض و دست تصرف كوتاه